اردشیر صالحپور، نویسنده و کارگردان نمایش «قائممقام فراهانی» در گفتوگو با خبرنگار میراثآریا با تأکید بر ظرفیتهای تئاتر موزهای گفت: اجرای این نمایش در باغ نگارستان، محل واقعی قتل قائممقام، امکان بازآفرینی یک واقعه تاریخی را در بستر حقیقی آن فراهم کرده و مخاطب را همزمان با تماشای نمایش، درگیر تجربهای تاریخی و موزهای میکند.

نمایش «قائممقام فراهانی» به نویسندگی و کارگردانی اردشیر صالحپور در باغ نگارستان تهران روی صحنه رفته است؛ اجرایی که در آن مکان تاریخی نه صرفاً بهعنوان محل اجرا، بلکه بهعنوان بخشی از روایت و میزانسن نمایش مورد استفاده قرار گرفته است.
صالحپور درباره چرایی انتخاب باغ نگارستان برای اجرای این نمایش اظهار کرد: بارها هنگام حضور در باغ موزه نگارستان به یاد قائممقام فراهانی افتاده است؛ شخصیتی برجسته در عرصه ادبیات و سیاست دوران قاجار که در همین باغ به قتل رسید. این موضوع بهتدریج به ایدهای نمایشی تبدیل شد و در نهایت نمایشنامه «قائممقام فراهانی» شکل گرفت.
او افزود: برخی مکانها از چنان حالوهوا و کاریزمایی برخوردارند که انسان را تحت تأثیر قرار میدهند و گویی روح درگذشتگان همچنان در آنها حضور دارد. برای من باغ نگارستان همیشه بوی پاییز میدهد و همین جمله آغاز و پایان نمایش است.

باغ نگارستان؛ تفاوت یک اجرای تاریخی با سالن تئاتر
کارگردان نمایش «قائممقام فراهانی» با اشاره به تفاوت اجرای این اثر در یک مکان تاریخی با سالن معمولی تئاتر گفت: سالن تئاتر یک فضای نمایشی است، اما باغ نگارستان به دلیل وقوع حادثه، فضایی حقیقی دارد و همین موضوع به نمایش امکان میدهد از ظرفیتهای محیطی و تاریخی مکان بهره بگیرد.
او ادامه داد: در این اجرا از حیاط، حوض اندرونی، پنجرههای کناری، بام، راهروها و دیگر فضاهای عمارت استفاده شده و به این ترتیب فضای نمایشی گسترش یافته است. قدمت بنا و اصالت مکان نهتنها محدودیت نیست، بلکه یک مزیت نمایشی محسوب میشود و به ما امکان میدهد تاریخ را در همان جایی که اتفاق افتاده، بازآفرینی کنیم.
صالحپور با بیان اینکه تئاتر را محدود به قاب صحنه نمیداند، گفت: تئاتر میتواند در زیرزمین، بام خانه، گاراژ، راهرو یا هر عمارت تاریخی دیگری اتفاق بیفتد. از زمانی که وارد دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران شدم، به دنبال گونهای متفاوت از تئاتر بودم و احساس میکردم شکل سالنیک پاسخگوی همه ظرفیتهای این هنر نیست.
«قائممقام» نمونهای از تئاتر محیطی ـ موزهای است
او با اشاره به «قائممقام فراهانی» را نمونهای از تئاتر محیطی ـ موزهای دانست و افزود: به دلیل ارتباط با پژوهش و حوزه میراث فرهنگی و همچنین سالها فعالیت در کمیته ملی موزههای ایران (ایکوم)، همواره به دنبال تجربه تئاتر موزهای بودهام.
این کارگردان ادامه داد: پیش از این نیز تجربههایی مانند اجرای نمایشی درباره «پنلوپه» در موزه ایران باستان و اجراهایی در دانشکده هنرهای زیبا و دانشگاه تهران داشتهام. همچنین اجرای «فرش قاب آبی شاهنامه» در موزه فرش و نمایش «تابلوی عزیمت مسلم بن عقیل» در موزه اسلامی از دیگر تجربههای من در این زمینه بوده است.
صالحپور تصریح کرد: نمایش «قائممقام» به دلیل اجرای محیطی در محل واقعه و استفاده از شرایط محیط باغ و عمارت، نمونهای از تئاتر محیطی ـ موزهای است و میتوان چنین تجربهای را به سایر ابنیه تاریخی، اماکن، مزارها و موزهها نیز تعمیم داد.
تاریخ میتواند به درام ملی و موزهای تبدیل شود
او درباره چگونگی پیوند اسناد تاریخی با الزامات دراماتیک نمایش گفت: ادبیات، پایه و مایه نمایش و درام است و بسیاری از متون ادبی و تاریخی ایران از جمله شاهنامه، تاریخ بیهقی، مثنوی مولوی، مرزباننامه و تاریخ جهانگشا قابلیتهای نمایشی فراوانی دارند.
صالحپور افزود: تاریخ ایران نیز سرشار از حوادثی است که میتواند زمینه شکلگیری درام ملی و موزهای را فراهم کند. برای نگارش نمایش «قائممقام» نیز منابع مربوط به دوران قاجار و زندگی و سیر احوال قائممقام مطالعه شده و از ظرفیتهای آن برای خلق یک اثر نمایشی استفاده کردهام.
او شناخت و خلاقیت را دو عنصر اساسی در تبدیل روایتهای تاریخی و ادبی به نمایش دانست و گفت: متون ادبی مانند باند فرودگاهی هستند که از بستر آنها میتوان به سوی روایتهای تازه پرواز کرد.
بازخوانی چهره چندوجهی قائممقام
کارگردان نمایش «قائممقام فراهانی» با اشاره به ابعاد مختلف شخصیت قائممقام اظهار کرد: قائممقام شخصیتی ممتاز، ادیب، شاعر، سیاستمدار و نابغه فرهنگی بود که متأسفانه بسیار زود از دست رفت.
او افزود: قائممقام شاعر بود و حدود دو هزار بیت شعر دارد. منشآت و نامههای او نیز از آثار ارزشمند ادبیات فارسی محسوب میشود و به تعبیر استاد شفیعی کدکنی، او «سعدی ثانی» است.
صالحپور گفت: در این نمایش از اشعار قائممقام استفاده شده و گروه موسیقی آنها را با ساز و آواز اجرا میکند. همچنین نامههای او توسط گوهرملک، همسر قائممقام، در لابهلای صحنهها و تابلوهای نمایشی خوانده میشود.
او افزود: این نمایش نگاهی همهجانبه به زندگی و زمانه قائممقام دارد؛ هم تاریخ است، هم سرگذشت یک شخصیت ممتاز تاریخی، هم تراژدی و هم نقد و تحلیل بخشی از تاریخ ایران. تلاش کردهایم ابعاد مختلف و دیدگاههای ترقیخواهانه قائممقام را نیز مورد توجه قرار دهیم.
معماری باغ نگارستان بخشی از روایت نمایش است
صالحپور با بیان اینکه باغ نگارستان در این نمایش به یک عنصر روایی تبدیل شده است، گفت: موزهها اساساً برای یادآوری ساخته شدهاند، اما یادآوری را نباید تنها به نمایش اشیا در ویترین محدود کرد. باید تاریخ و خلاقیت را نیز به موزهها اضافه کنیم.
او ادامه داد: ما احساس میکنیم روح قائممقام هر شب در محل حادثه و باغ نگارستان حضور دارد و وظیفه داریم از طریق تئاتر، افکار، اندیشهها، منزلت و شخصیت او را برای مخاطب امروز بازآفرینی کنیم.
این کارگردان تأکید کرد: در و دیوار، روزنهها، درختان و فضای باغ نگارستان هرکدام حکایتها و روایتهایی دارند. این باغ با نمایش ما مخاطب را به تاریخ پیوند میدهد؛ به زندگیای که ۱۹۱ سال پیش با قتل قائممقام به فراموشی سپرده شد و اکنون دوباره بازآفرینی شده است.
تماشاگر در دل واقعه تاریخی قرار میگیرد
او درباره تجربه مخاطب در این نمایش اظهار کرد: برخی صحنهها در نزدیکترین فاصله با تماشاگر و حتی در میان آنان اجرا میشود. بنابراین تماشاگر در دل اثر و صحنه حضور مستقیم دارد و با بازیگران همنفس و همدل میشود.
صالحپور افزود: محل اجرای نمایش همان محل کشته شدن قائممقام است و استفاده از حیاط، بام، راهروها و فضاهای تاریخی عمارت باعث شده واقعه تاریخی با اثر نمایشی هماهنگ شود.
او هدف این تجربه را ایجاد ارتباط تازه میان مخاطب، مکان و تاریخ دانست و گفت: ما در جستوجوی سفیدیهای متن و نانوشتههای تاریخ هستیم؛ چراکه بخشی از حقیقت تاریخی در همین نانوشتهها نهفته است.
موسیقی؛ پیونددهنده تاریخ و عاطفه
صالحپور درباره موسیقی زنده نمایش نیز گفت: «قائممقام» هم نمایش است و هم کنسرتنمایش. اشعار متناسب با حالوهوای صحنه انتخاب شدهاند و در اجرای موسیقی از سازهایی مانند تار، کمانچه، عود، سنتور، تنبک و ضرب زورخانهای استفاده شده است.
او افزود: برای هر شخصیت یک ساز در نظر گرفته شده است؛ برای مثال ساز قائممقام ضرب زورخانهای است که نماد پهلوانی محسوب میشود. موسیقی در این نمایش فضاسازی میکند، میزان عواطف صحنه را افزایش میدهد و درونیات شخصیتها را بازگو میکند.
این کارگردان، اجرای زنده موسیقی را دارای تأثیری متفاوت بر فضای نمایش دانست و گفت: موسیقی میان تاریخ و عاطفهپردازی پیوند برقرار میکند. گروه موسیقی با آهنگسازی حامد ابراهیمی و خوانندگی مصطفی محمودی به نمایش ابعاد موسیقایی بخشیده است.
حضور پیشکسوتان تئاتر در «نمایش مفاخر درباره یک مفاخر»
صالحپور درباره حضور بازیگران پیشکسوت در این اثر نیز اظهار کرد: هنرمندانی همچون ایرج راد، اصغر همت، آتش تقیپور و کاظم هژیرآزاد بر اساس تجربه و تواناییهایشان انتخاب شدند و در جلسات تحلیل و مطالعات تاریخی نمایش نیز حضور فعال داشتند.
او گفت: در طول تمرینها، تاریخ دوره قاجار و بهویژه دوره محمدشاه مورد مطالعه و بررسی قرار گرفت. این هنرمندان خود از مفاخر تئاتر ایران هستند و تهیهکننده اثر نیز انجمن آثار و مفاخر فرهنگی است؛ بنابراین مناسب بود که در نمایشی درباره یکی از مفاخر ایران، از حضور خود مفاخر بهره ببریم.
او این اثر را به تعبیری «نمایش مفاخر درباره یکی از مفاخر ایران» توصیف کرد.
تاریخ نباید در گذشته باقی بماند
کارگردان نمایش «قائممقام فراهانی» با اشاره به ضرورت فاصله گرفتن نمایشهای تاریخی از روایتهای کلیشهای گفت: تآلاش کردهایم از روایتهای کتابی فاصله بگیریم و امیدواریم این تجربه در ادامه به یک سنت نمایشی موزهای و تاریخی تبدیل شود.
صالحپور تأکید کرد: موزهها افزون بر نمایش اشیا و آثار، باید موسیقی، نمایش، تئاتر و فیلم را نیز برای مخاطبان خود مورد توجه قرار دهند. تاریخ نباید در گذشته باقی بماند، بلکه باید به زندگی امروز پیوند بخورد و تئاتر یکی از راههای ایجاد این ارتباط میان مخاطب، موزه و تاریخ است.
او درباره چرایی اهمیت زندگی و اندیشه قائممقام برای نسل امروز نیز گفت: تاریخ اگرچه عیناً تکرار نمیشود، اما بسیاری از حوادث با شباهتهایی تکرارپذیرند. برخی مشکلات پس از سالها هنوز حل نشدهاند و ریشههایی در تاریخ و زندگی ما دارند.
صالحپور افزود: عدالت، توسعه، دموکراسی و فرهنگسازی از موضوعاتی هستند که همچنان نیازمند آموزش و گفتوگو هستند. قائممقام اندیشههای نوآورانهای داشت که محقق نشد و امیرکبیر نیز با مشکلات مشابهی روبهرو شد و قربانی شد.
او تاریخ را «آینه عبرت زندگی» دانست و گفت: در تحلیل شخصیت قائممقام، اندیشههای نوآورانه و اصلاحطلبانه او را مورد توجه قرار دادهایم تا مخاطب امروز بتواند از خلال این شخصیت تاریخی، مسائل جامعه خود را نیز بازخوانی کند.
تئاتر؛ چراغ و آینه حافظه تاریخی
صالحپور در پایان با تأکید بر نقش هنرهای نمایشی در انتقال میراث فرهنگی ناملموس و حافظه تاریخی اظهار کرد: فرهنگ هم تاریخ است و هم تمدن و ملتی که تاریخ خود را نشناسد، در معرض تکرار اشتباهات قرار میگیرد.
او افزود: میراث و موزهها برای پیشگیری از فراموشی و تکرار خطاهای تاریخی اهمیت دارند. حافظه تاریخی موضوعی ارزشمند است و جامعهای که حافظه تاریخی نداشته باشد، مدام در معرض تکرار حوادث و اشتباهات قرار خواهد گرفت.
این نویسنده و کارگردان در پایان گفت: تئاتر هم چراغ و آینه زندگی است؛ چراغی که با نور خود روشنی میبخشد و آینهای که حقایق را به ما نشان میدهد.
انتهای پیام/
نظر شما